تبلیغات
مطالب روانشناسی و عمومی با پوریا عباسی - 101 روش برای موفقیت(1) وین دایر
به من بگو ،نگو ، نمی گویم اما نگو نفهم که من نمی توانم نفهمم من می فهمم...

101 روش برای موفقیت(1) وین دایر

سه شنبه 30 آذر 1389 01:58 ق.ظ

نویسنده : پوریا عباسی

1) بدانید که هوش نامرئی درهمه چیزوجود دارد.شما ازاین توانائی برخورداریدکه بااین هوش الهی تماس بگیریدویک زندگی فرخنده وشادکام بیافرینید

2) به جای نگریستن به جهان فیزیکی نیاز دارید ببینید کیستید وچرا در اینجا حضوردارید .این تحقق وتفحص مقدس شماست

3) آگاه باشیدکه در دنیای هوشمند ما هیچ چیز اتفاقی نیست.به این واقعیت چشم بگشایید که درورای هر چیزی درزندگیتان درسی نهفته است. نسبت به همه چیزوهمه کس شاکر وشکرگزار باشید

4) نیروی باطنی تان رااز زیبائیهائی که همه ی پیرامونتان رافرا گرفته جذب کنید.وقتی چنین میکنید این پذیرش نیرو به منبع قدرت وبردباری درزندگیتان تبدیل خواهد شد

5) جویای صلح وارامش باشید سکوت را تجربه کنید در آرامش مراقبه غوطه ور شوید وواقعا" به ندای خدا گوش کنیددر چنین شرایطی  برای هر مساله یا تنگنای خودراه حلی خواهید یافت.خواه این مساله مربوط به روابط باشدویا به امورمالی تندرستی ویاتصویری که ازخود بر ذهن دارید

6) به خاطر بی عدالتیها وناجوانمردیهایی که درحق دیگران روا داشته اید بر خطاهایتان قلم عفو بکشید  ان خطاها را درسهایی برای رشد کردن ومتعالی شدنتان به حساب آورید  خودرا از شرظلم وجور متهم کردن خود برهانید.تصمیم بگیرید آزاد باشید.

7) این واقعیت قدیمی متعلق به سالها پیش را یاداشت کنیدوهر روز ان رابخوانید:آنگاه که جویای شادمانی برای خود باشید، پیوسته از چنگتان می گریزد وانگاه که شادمانی برای دیگران بطلبید  ان راخواهید یافت.

8) بکوشید رسوبات دشمنی وخصومت رااز زوایا واعماق باطنتان پاک مصفا سازید.همان هوشی که در درون شما جاری است،دردرون سایر انسانها نیز در جریان است.وقتی بدانید که به همه چیز وهمه کس اتصال دارید ،نمیتوانید به دیگران آسیب برسانید،چه برسد به اینکه دشمنیشان را به دل راه دهید.

9) آنچه را که ناممکن وغیر واقعی به شما القاء شده از قلمرو ذهن بیرون رانید،و برای تماس دلخواه با خداآزادی عمل داشته باشید ،تمام تردیدهایتان را درباره معجزه و معجزه گرها ارزیابی کرده وروشنی صمیمیت راجانشین شک و تردید کنید

10) اینش نکته را آویزه گوش کنید که رنجش ودلخوری به اشوب منجر میشود،در حالی معاشرت ومجالست به صلح وآرامش می انجامد،اگر از کسی خشمگین هستید بدون توجه به این که چقدر ممکن هست دشوار باشد،بر احساسات جریحهدار شده خویش غلبه کرده وارتباطتان را با او حظ کنید.

11) برای اینکه نیرو کمتری در جهت ذخیره کردن،بیمه کردن،جا به جا کردن ،برق انداختن وغیره صرف کنید،از امروز کوله بار تعلقات مادی را از دوشتان بردارید.هرچه نسبت به ما یملک مادی تان کمتر دلبسته باشید،وهر بیشتر بتوانید بی قیدو شرط ان را با دیگران قسمت کنید،صلح وآرامش بیشتری را به زندگیتان فرا خواهید خواند.

12) شما برای دلیلی پا به عرصه وجود گذاشته اید.هدف ذخیره این همه اشیاء واموال نیست.بدون این چیزها دیده به جهان گشوده ایدوبدون آنها چشم از جهان فرو خواهید بست.چگونگی خدمت شما به آرمانهایتان وکسانی که با شما در ارتباط بوده اند اصل عمده واساسی محسوب می شوند.

13) فراموش نکنید به هر چه فکر کنید بزرگ میشود.چون از این قابلیت برخورداریدکه دنیای درونتان را در خدمت ویا ضدیت با خود به کار گیرید،از آن برای تصاویر شادکامی وفرخندگی که مایلید در جهان مادیتان اتفاق بیافتداستفاده کنید.نهایتا"آن شادکامی درونی طرح ونقشه ای خواهد بود که به عنوان معمارهرروز از زندگیتان باآن مصلحت جویی میکنید.

14) عقیده ((هر چه بیشتر،بهتر))را از سطح هشیارتان بیرون رانید.این آرمان مارامنحصرا" درقلمرومادی نگه میدارد.میتوانید آرامش درونی راکه برای پذیرفته شدن به((بیشتر)) نیاز نداردجانشین عقیده  

((هر بیشتر، بهتر))کنید.

15) به طبیعت باز گردید .برای حظور در جنگل،راهپیمایی در کوهستانها ،قدم زدن در علفزارهای باز یا گام برداشتن باپای برهنه در ساحل وقت بگذارید .وقتی با حوصله از زیبایی دنیای طبیعت کام جویی میکنید ،عقیده تان را مبنی بر اینکه اشیاء وتعلقات مادی برای احساس کامل بودن ضرورت دارد از عرصه ذهن ریشه کن خواهید کرد..

16) تمایل وکشش خود را بر عیبجویی سرکوب کنید.بدانید که شما آفریدگار زندگی خویشید وعشق ونور الهی در ژرفای وجودتان خفته ونهفته است. با این طرز تلقی،قابلیت اتکاء به خودتان بر عادت ملامت کردن شما غالب ومسلط خواهد شد.

17) به مهمترین رهنمودی که از جهان طبیعت به دست ما رسیده بچسبید:همسایه تان رامانند خودتان دوست بدارید.از آن یک عبارت تاکیدی روزانه بسازید.

18) جامع وجهانی بیاندیشید نه محلی منطقه ای .افرادی که از ظاهر ،زبان وعقاید متفاوتی برخوردارند پاره ای از وجودما هستند.همه در اکنون واینجا تنی واحد هستیم،درنظر کردگار یکتا وبی همتا هیچ کس بر فرد دیگر ارجحیت  ندارد.

19) زورق زندگیتان را به دست امواج شگرف هستی بسپارید ودرباره آینده نگران نباشید.باخود عهد ببندید که از روز جاری کمی بیشتر لذت ببرید. تحقق هر کار ،وقتی به خاطر پیامدهای آن دچار استرس هستید،بسیار دشوار است.حال آنکه در پرتو آرامش وآسودگی خاطر اندیشه های خوب به سراغتان می آیدواثر بخش می شوید.

20) بیاموزید که به دیگران برای حل وفصل مسائلشان میدان عمل دهید،بدون این احساس که شما تنها کسی هستید که میتوانید به کارها سرو سامان بخشید. امیال نفسانیتان به شما فشار می آورد که مداخله کنید ،حال آنکه وجود عالی ومتعالیتان خواستار صلح وهماهنگی شماست.

21) این عبارت تاکیدی راتا میتوانید در همه جا نصب کنید:((در دنیای من هیچ  چیز هرگز به خطا نمیرود.)) هر روز به آن بنگرید بگذارید به شما خاطر نشان کند که همه رویدادهای زندگیتان تابع نظم الهی است ودر ورای آن درسی نهفته است.

22) درباره انتخاب افکار وشکل گیری گفتگوهای درونی تان دقت کنید.بدانید که تکرار اندیشه های نا هماهنگ با ذات الهی وابدیتان نمی گذارد از زندگی شاد وکاملی که سزاوارش هستید برخوردار شوید.

23) برای منیت ونفس پرستیتان کوشش کنید.میتوانید با مچگیری خویش هنگام استفاده مکرر از ضمیر (من)توجه تمرکزتان را از خود دور کنید.هر چه ضمیر (من)راکمتر به کار ببرید،آزادی فردی بیشتری را تجربه خواهید کرد.

24) فراموش نکنید که شما روحی فنا ناپذیرید،نه کشور،نژاد ویا مذهبتان.مشاهده خود به عنوان موجودی عالی وروحانی وفاقد هر گونه بر چسب ،راهی است برای دگرگونی جهان ورسیدن به جایگاهی مقدس برای همه بشریت.

25) اگر دچار هر گونه رفتار اعتیاد آور هستید ،موثرترین راه برای رهایی از چنگال آن مراجعه مستقیم به خویش برتر وارجاع این مساله به خداست.درست خواندید فقط آن را ارجاع کنید.سر تسلیم فرود آورید وبدانید که والاترین نیروی هستی در درون شما آشیان دارد.

26) با تمرین وممارست ،عشق،عفو ومهربانی را جانشین ترس وگناه کنید.اگر به خاطر رفتار گذشته تان احساس گناه میکنید ،به خود خاطر نشان دهید که با این کار آشوب واغتشاش را به زندگیتان فرا

 می خوانید برای رهایی از احساس گناه ،بر خطاهایتان قلم عفو بکشیدومتعهد شوید که از انجام اینگونه رفتار درآینده اجتناب خواهید کرد.

27) این حقیقت را بپذیرید که جسمتان از میان خواهد رفت ،حال آنکه شما موجودی فنا ناپذیر ید.

وقتی کسی میمیرد ،دربرابر این واقعیت تسلیم شوید واز گفتن این مطلب که مرگ او نمی بایستی این طور اتفاق نمی افتاد خودداری کنید .اختیار با شماست:میتوانید تسلیم شوید ویا در گرداب غم وغصه غرق ومستحیل گردید.

28) هر روز بکوشید که از صدور حکم علیه دیگران اجتناب کنید .هر گونه قضاوت شمارا از هدف صلح وآرامش تان دور می کند.این نکته را آویزه گوش کنید که قضاوت شما معرف کسی نیست ،فقط خودرا فردی که نیاز به صدور رای وفتوا دارد توصیف میکنید.

29) هر روز ،حتی برای چند لحظه ،عقب نشینی از جوش وخروش را به خود پیشکش کنید.گفتگوی درونی را متوقف سازید وبه کلید ورودبه قلمرو هشیاری برتر متوسل شوید ،و بدانید که این مجوز ورود به عرصه آرامش وآسودگی خیال است.

30) وقتی بین حق داشتن ومهربانی آزادی انتخاب دارید ،همیشه مهربانی را انتخاب کنید.فراموش نکنید که در تمام برخوردهای روزانه تان از این انتخاب برخوردارید.

31) از مبالغه گویی یا تغییر حقایق به منظور تحت تاثیر قرار دادن دیگران بپرهیزید.شاید این ویژگب بچه ای راناقلا جلوه دهد اما در فرد بالغ راهی است برای تکیه به منیت واستمرار پندارهای ناطل.پافشاریدراین کار شمارااز شناخت خود برترتان،که برای احساس ابهت درانظار دیگران به مبالغه نیاز ندارد؛محروم میکند.

32) فراموش نکنید که اگر گذشته برایتان آرامش و شادمانی نمی آوردباید پیامهای نادرستی به شما آمو خته باشد.اگر این عقاید صلح و آرامش رادر وجودتان پروبال نمی دهد ،از ریشه کن کردن آنهاپروا وهراسی به دل راه ندهید.

33) اگر فردی را از نظر ظاهر جسمانی ،سن وسال ویاوضعیت اقتصادی نسبت به خود بسیار متفاوت میبینید ،درباره اش رای وفتوا صادر نکنید .به جای استفاده از ذهن در راه اندیشه قضاوت جویانه از آنبرای ارسال عشق سود ببرید.

34) در مقام توصیف خودوانتظارات لغت واصطلاحا تتان راتغییر دهید .به جای گفتن((ممکن است))،((اگر شانس بیاورم))،((شاید))و((هیچکس نمیداند))از کلماتی نظیر ((قطعا))،((یقینا"))،((می دانم که به انجام این کار قادرم))سود ببرید.استفاده از کلمات عاری از شک تردید به همین نحو بر جریانهای وپیشامد های زندگیتان تاثیر میگذارد.

35) اگر در زندگیتان به کسی عشق میورزید،احساساتتان را با وی در میان بگذارید.حتی اگر میترسید این کار را بکنید.با غلبه بر ترس انس والفت ،خویش برتر،عشق وهدایت الهی را فرا می خوانید تا جانشین ترفند های هراس انگیز و عاری از عشق منیت تان شود.

36) نمی توانید از گذشته بهتری بهره مند شوید ،پس همین حالا این اندیشه را از سطح هشیاریتان رها کنید . شما هر کار را بر حسب اوضاع وشرایط زندگیتان وآن طور که میدانستید انجام دادید.به جای غوطه ور شدن در گرداب تاسف وافسوس،اجازه دهید افکارتان بر پایه عشق باقی بماندو اعمالتان از آن عشق سرچشمه گیرد.

37) تمام باورهایی که کمبودها وکاستی های زندگیتان رابه رختان میکشد تار ومار کنید .محفظه ذهن را از دلبستگیهای فرسوده وپوسیده ای که چه میتوانید وچه نمی توانید بکنید پاک ومصفا سازید.آسوده وباز بی تعصب فقط از این لحظه کام بجویید .فقط باشید.

38) یک روز در برخورد باهر کس کلمه عشق را زیر لب زمزمه کنید .این کار تاثیرمثبتی دارد،چندان که ممکن است تصمیم بگیرید در تمام طول روز به عنوان یک ذکر از آن استفاده کنید.

39) اگر شما خود را ناتوان ،دست و پا چلفتی ،کم هوش،بز دل وضعیف تلقی کنید ،امکان آفرینش معجزه را که جویای آن هستید متوقف می کنید.

40) دادن بدون ستاندن را تمرین کنید .به طور ناشناس هدیه بفرستید ومساعدت کنید .به طورمثال عوارض اتومبیل پشت سرتان را بپردازید ،پول در پارکومتر یک نفر بریزید .احساس آرامش ورضایت خاطر پاداش شما خواهد بود.

41) از حرکت باز ایستید ودر مسیر شناخت قرار گیرید .همین چند کلمه یاریتان میکند که از تقلا وجان فشانی بپرهیزیدوبه زندگی سر شار از برکت در اینجا واکنون چشم بگشایید.وقتی به خود مجال آرامش میدهیدبه درک این نکته نایل می آیید که جانفشانی مداوم ودویدندر پی کسب مال ومنال بیشتر ویا موقعیت برتر کاری پوچ وبی فایده است.

42) در اوج برخوردی  پر آشوب نسبت به فرزندانتان،یکلحظه برخیزید وعذر خواهی کنید.برای تسلط بر اعصابتان پنج دقیقه وقت بگذارید،وبا خدا این پرسش را در میان بگذارید:((رسالتم در اینجا چیست ،وچگونه ممکن است در اوج اغتشاش خادم تو باشم.))

43) برای تعیین توانایی هایتان آزمونهای ضریب هوشی را به باده فراموشی بسپارید.در عوض به هشیاری الهی وقابلیتهای نا محدودتان توجه کنید.

44) نیازتان رابه حق به جانب بودن مهار کنید.اگر واقعا" قصد داربدامیال نفسانیتان راسر کوب کنید ،تنها به آنچه فرد به زبان می آورد پاسخ دهیدواز بحث یا موعظه بپرهیزید.

باپیروی از این تکنیک ،منیت شما عقب نشینی کرده وروابط تان بهبود خواهد یافت.

45) به جای توجه به خطای دیگران ،مهربانی هایشان راکانون توجه قرار دهید .ما جملگی ارواح خوب ،شایسته ودوست داشتنی هستیم که گاه به بیراهه رفته وراه را گم می کنیم .چنانچه بتوانید به صفات وخصایل نیکوی دیگران توجه کنید وآن را به خاطر بسپارید ،تحت تاثیر خویش برترتان دست به عمل می زنید.

46) دفترچه ای دراختیار داشته باشید .درآن توضیح دهید که از چه چیزهاییدرباره دیگران رنجش به دل دارید.اگربتوانید واقع بین باشید ،درمی یابید که آنچه آزارتان میدهد ،درواقع قضاوتی است درباره اینکهدیگران چگونه باید رفتار کنند.

این قضاوتها همان آرمان کاذب خودتان است که متقاعدتان می کند جهان باید خودش را به شما تطبیق دهد ،نه با اصول ومعیارهایش.

47) بیشتر از خود مایه بگذارید وکمتر در عوض تقاظا کنید .وقتی خدمت به دیگران به اولویت تبدیل میشود ،هر روز این پرسش را با عالم هستی در میان خواهید گذاشت :((چگونه ممکن است خدمت کنم))

48) اگر در برخورد با هر کس ،نخست تمایل داریددرباره ظاهرفیزیکی ،قیافه ،سن وسالولباس او قضاوت کنید ،به کاری که دارید توجه کنید وبرای مشاهده تکامل خدا در درون آن فرد فکرتان را تغییر جهت دهید.

49) این اندیشه را چراغ راهتان قرار دهید که عهدت های نا مطلوب را اندک اندک وبا ترفندهای مختلف از قلمرو زندگییتان بیرون رانید .بکوشید افکار مسموم شخصی را در لحظه بروز وظهور متوقف سازید.این کار را به صورت لحظه ای وسپس روزانه انجام دهید. به این ترتیب میتوانید رسوبات افکار مسموم را از زوایا واعماق باطن تان پاک ومصفا کرده و به جای آن اندیشه های ناب وخالص بنشانید.

50) این حس را در وجودتان توسعه دهید آنچه برای یک انسان مخرب است ،برای همه انسانها مخرب است .به این حقیقت چشم بگشایید که همان جوهره نیروی زندگی که در شما جاری است در وجود دیگران نیز جاری است .نیروی مهر آمیز حاصل از این آگاهیبه اتحاد واتفاق همه ما کمک خواهد کرد .

51) از چیزی که مایلید ظهور وتحققش را در زندگیتان شاهد باشید تصویری روشن در ذهن بیافرینید :یک فرصت شغلی ،خانه ای جدید،ترک اعتیادویا هر چیز دیگر.توجه درونیتان را به این تصویر معطوف کنید وهمگام با این تصویر در ذهن ،عشق را به جهان بیرون بسط وگسترش دهید .نتیجه این کار به تلاشش می ارزد.

52) از افکارتان آگاه باشید ،وبه خود خاطر نشان کنید که عمل ساده فکر کردن بر این نکته دلالت دارد که یک نیروی نامریی پیوسته در وجودتان جاری است.

53) در لحظه های مهم ودر خلوت با خدا رازو نیاز کنید .در حین این گفتگوها به جای تقاظای لطف ومساعدت خاص از او ،تمایلتان را برای استفاده از تمام نیروی درون برای حل و فصل موانع بیان کنید.

54) به ایمان درونیتان پر وبال دهید .ایمانی که توصیفش می کنم به کتاب مقدس وفرضیه مذهبی نیاز ندارد.از داشتن تجربه ای درونی ومستقیم با خدا به عنوان بخشی از وجودبرترتان سرچشمه می گیرد.

55) هر گونه گفتگوی درونی وتکراری رادرباره اتفاق های هراس انگیز و تراژدی های دنیا رها کنید .بدانید هر چیزی که اتفاق می افتد ،حتی بخش هایی که شما دوستش ندارید ،خوب کامل وتمام عیار است .تمام نقطه نظر هایتان درباره این که کارها چگونه میبایستی پیش برود،چیزی نیست به جز عقیده شمامبنی بر اینکه خدا چگونه باید نمایش زندگی را رهبری کند.

56) بررسی کنید وببینید که چگونه ممکن است  تاریخچه شخصی تان رااز هشیاریتان ریشه کن  وبه طور کامل در زمان حال زندگی کنید .

پس از توجه به این نکته که برای توصیف زندگی کنونی تان متکی به اوضاع وشرایط گذشته نیستید از ازادی تازه ای بهره مند خواهید شد .

57) چند لحظه از جوش و خروشتان بکاهید ودر سکوت غرق درتامل وتفکر شوید .یعنی هیچ کاری نکنید .از جسم خویش وتمام عالم مادیتان قدر دانی کنید.به امواج درونی وخوشی لذت که تجربه اش می کنید توجه کنید.

58)بدانید که شما روحی هستید با یک جسم ،نه اینکه جسمی با یک روح،فراموش نکنید که روحتان با ابزارهایی که برای مشاهده جهان مادی از آن استفاده میکنید قابل روئت وارزیابی نیست.

59) این عقیده را که رابطه نا موفق ،شمارا با شکست مواجه می کندرها کنید.روابط ناموفق وجود ندارند.هر فردی که به زندگی شما وارد واز آن خارج می شود بر مبنای سهم دو جانبه درسهای الهی زندگی به این کار می پردازد.

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 30 آذر 1389 02:04 ق.ظ